سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
بچّه شهید (به یاد شهدا)

سالروز آزاد سازی خرمشهر گرامی باد

جمعه 87 خرداد 3 ساعت 8:8 عصر

فتح خرمشهر فتح خاک نیست، فتح ارزشهاى اسلامى است. خرمشهر شهر لاله هاى خونین است. خرمشهر را خدا آزاد کرد. “ رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت روح الله(قدس سره)

 

خرمشهر

به دست کسانی که خرمشهر را کشتند نگاه کنید. به ناخنهایی که چشم نخلها را در آوردند نگاه کنید.به نقشههایی که اروندرود را به طرف عراق کشیده است نگاه کنید. لعنت به اسپریهای ساخت عراق که روی دیوارهای خرمشهر نوشت: آمدهایم که بمانیم. نگاه کنید به برق سرنیزههایی که درختان «کنار» و «اکالیپتوس» را در آستانه مسجد جامع سر بریدند.حیف از انعکاس آبهای اروند که در آن نوزده ماه به صورت خواب زده سربازان عراقی تابیده بود.لعنت به آن افسر عراقی که در اطلاعیه نظامی نوشته بود: خرمشهر مثل بالشتی است که بصره بر آن خوابیده است، از آن دفاع کنید!

این خبر هم خوب است؛ شهرداری بصره خط اتوبوسرانی بصره - خرمشهر و بالعکس را دایر میکند. حالا... حالا به صف سربازان عراقی که در کنار قصر شیخ خزعل منتظرند تا مسافران اردوگاه‌های ایران شوند، نگاه کنید. به زانوان لرزان سرهنگ «احمد زیدا» که میدان مین را آلوده کرد، نگاه کنید.به سرهنگ بیچاره «جواد اسعد شیتنه» و سرهنگ «صلاح القاضی» که به خاطر بیلیاقتی در دفاع از خرمشهر، سینهشان در مگسک جوخه اعدام قرار گرفت، نگاه کنید. حالا نگاه کنید به دستِ عقیقنشانِ کسانی که خرمشهر را زنده کردند. نگاه کنید.خجالت نکشید، یک نگاه حلال است.!!!

 



نوشته شده توسط : فرزند شهید | بیسیم به بچه شهید [بیسیم] داغ کن - کلوب دات کام

 شهید اللهیاری

خاطراتی کوتاه از سردار شهید احمد اللهیاری عمو رشیدم

جریمه حرف بد

ایشان نسبت به غیبت و تهمت و حرفهای ناشایست و ناروا ، بسیار حساس بودند و تاکید داشتند که بچه ها در هنگام شوخی رعایت مسائل اخلاقی را بکنند. می گفتند: هر کس حرف بدی بزند باید دویست تومان جریمه شود . یادم هست یک روز در راه دزفول به طرف خرمشهر حدود دو یا سه هزار تومان پول جمع کردند.

نمازعشق

یکبار احمد آقا در راه برگشت به محلشان هدف گلوله منافقین قرار میگیرد و از ناحیه پا زخمی می شود وبا پای زخمی  حدود دوازده کیلو متر پیاده مسیر را طی می کند تا به مسجد محل می رسد و نماز می گذارد و خدا را شکر می کند . برادر ایشان از حضور او در مسجد مطلع می شود و او را به بیمارستان رساند ،دکترپس از دیدن ایشان گفت چند روزی باید در اینجا بستری شوی تا زخمت خوب شود . اما احمد اقا همانجا با دست پایش را فشار می دهد و گلوله را در می آورد و راهی منطقه می شود.  علی اللهیاری

پوتین های پاره

یک روز بچه ها گفتند :احمد آقا پوتین های ما خراب است .ایشان فرمودند چشم، فردای آن روز یک تویوتا پوتین آورد و گفت :بچه ها هر کدام از شما که پوتین هایش خراب است می تواند تعویض کند در همین حین دیدم خود احمد اقا کف یکی از پوتین هایش افتاده است و با بند پوتین آن را بسته است تا نیفتد. گفتم:گفتم احمد آقا شما هم یک پوتین نو بردارید. گفت: نه این پوتین ها برای بچه هاست .همین پوتین هم که پایم هست برای من زیاد است .  عزیز اللهیاری 

ترکش مزاحم

یک روز من با ماشین اصلاح سر حاج احمد را اصلاح می کردم که دیدم ماشین گیر کرد .نگاه کردم،دیدم یک ترکش به سرش خورده و نصف آن بیرون است و اطراف آن چرک کرده .گفتم این ترکش شما را اذیت نمی کند؟گفت برو و انبر دست را بیاور و ترکش را بیرون بکش .گفتم نمی شود باید برویم پیش دکتر.احمد آقا گفت:این که چیزی نیست بچه ها ترکش های از این بزرگتر را هم تحمل می کنند.  جواد اللهیاری

سنگریزه

یکروز ایشان با تویوتا از جلوی چادر ما با عجله رد می شد که گرد و خاک زیادی جلو چادر ما بلند شد. یکی از دوستان سنگریزه هایی را برداشت و به تویوتا زد. ایشان متوجه شد و ماشین را نگهداشت و پیاده شد و با همان سنگریزه ها به شوخی به سرو روی همان دوست ما میزد ومی گفت این ماشین بیت المال است .چرا به سویش سنگ پرتاب می کنی؟در ادامه از ما بخاطر ایجاد گرو دخاک معذرت خواهی کرد.  حسین نجفی

آزادی اسرا

ایشان در عملیات بدر فرمانده گردان امام رضا(ع)بودند فرمانده لشگر سردار جعفری بودند . در یکی از شبهای عملیات سردار عبدالله عراقی را اسیر میگیرند و شکنجه می کنند واز ایشان فیلم برداری میکنند .احمد آقا که متوجه می شود . با گردان خود عملیاتی می کند که طی آن با پیشروی در یک سنگر عراقی شانزده نفر از اسرای ایرانی از جمله سردار عراقی را آزاد می کند.  علی اللهیاری

ایجاد شوق

شهید هر وقت از جبهه ،جهت مرخصی به خانه می آمدند،مردم محل از پیر و جوان دورش جمع می شدند و شهید با علاقه و صفای خاصی وقایع جبهه و جنگ را برای آنان تعریف می کد. به گونه ای که خیلی از کسانی که وقایع جبهه ها را از زبان ایشان می شنیدند ف مشتاق اعزام به جبهه می شدند و هنگام برگشت شهید به جبهه او را همراهی می نمودند.  حسین اللهیاری

 

 



نوشته شده توسط : فرزند شهید | بیسیم به بچه شهید [بیسیم] داغ کن - کلوب دات کام


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

قاسم اللهیاری: فاجعه منا نتیجه بازگرداندن کشتی نجات از یمن بود
175 شهید غواص
آغاز سال جدید فاطمی در کنار مادران شهدای گمنام
جزئیات خواندنی کشف پیکر شهید طالب حیدری
آخرین سواری بر دوش بابا
بخشی از مصاحبه من با پایگاه خبری دانشجویان در خصوص تدفین شهدا گم
حاج عبدالله اسکندری
پیکر شهید داوود فرجی بعد از 30 سال به آغوش خانواده اش بازگشت.
سفر اربعین پیاده روی نجف تا کربلا
امامی برای همه زمان ها
زیباترین لحظه زندگی ام
تشییع پیکر 8 شهید گمنام در قزوین
عید نوروز تو جبهه ها
کریم 40سانتی
عیدی
[همه عناوین(96)][عناوین آرشیوشده]